تبلیغات
حکمت - نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی(36)

نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی(36)

جمعه 16 تیر 1391  08:54 ب.ظ

نوع مطلب :نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی... ،


پست 35 در تکمیل پست 34 اومده، در
پست 34 با تفصیلی که اومد توضیح دادیم که براساس یه تقریر از نگاه کل نگرانه آنچه که حقیقتا منسوب به حق تعالی است یکی کل عالم به عنوان یه کل واحد، یکپارچه، و بهم پیوسته است، دیگری هر یک از مراتب طولی عالمه، البته هر یک از این مراتب(مثلا عالم طبیعت) باید به عنوان یه کل واحد، یکپارچه، و بهم پیوسته لحاظ بشن، و دیگری انسان کامله.(بطور کلی هر چیزی که به نحوی مظهر اسم جامع الله باشه، مثلا میشه دو مرتبه ی طولی عالم رو با هم لحاظ کرد و به حق تعالی نسبت داد و...)، در این نگاه مثلا یه امر شر در عالم طبیعت نه بصورت تک و برکنار از بقیه ی اجزای عالم یا برکنار از بقیه ی اجزای عالم طبیعت، بلکه از این جهت که جزئی از کل عالم یا جزئی از عالم طبیعته منسوب به حق تعالی است...

در پست 35 بهم پیوستگی و ملازمه ی اجزای هر زیرمجموعه ای از مجموعه ی اجزای عالم روشن شده، بر این اساس در هر عالمی که در اون با شرور مواجه باشیم(مثلا عالم طبیعت) صرف نظر کردن از یه جزء، مثلا یه امر شر، ولو خیلی کوچک و ناچیز باشه، به قیمت حذف کل اون عالم و اصلا کل عالم تموم میشه...

در مباحث قبلی روشن شد که بعد از بحث خالق مستقل نداشتن شرور، وقتی صحبت از امر شر می کنیم بطور کلی منظورمون اون موجودیه که گرفتار شره، از این جهت که گرفتار شره، مثلا انسانی که گرفتار یه رنج خاصه، از این جهت که گرفتار اون رنج خاصه...

یه نکته ی دیگه که باید مدنظر باشه محدودیت های ذاتی عالمیه که گرفتار شره، مثلا عالم طبیعت، در عالم طبیعت یه سری محدودیت هایی وجود داره که قابل انفکاک از اون نیست، مثلا موجودات عالم طبیعت خیلی از کمالاتشون رو به نحو بالفعل ندارن و هر کدوم در پی کمال خاص خودشون هستند از طرف دیگه مسائلی مثل محدودیت امکانات و... بعضا باعث تزاحم و برخورد اونا با همدیگه میشه، یا مثلا یه انسان رو در نظر بگیرید، بدن این انسان یه نحوه چینش و ترکیب خاصی داره که قابلیت دریافت روح انسانی و اتحاد با اون رو فراهم می کنه، در اثر تغییرات خاصی که در این عالم هست این بدن رو به زوال می ذاره و بالاخره اون ترکیب به مرحله ای می رسه که دیگه قابلیت اتحاد با روح انسانی رو از دست میده و...

براساس حکمت و رحمت الهی آنچه از عوالم که بهتر از این عالم و مقدور بوده در جای خودش و به نوبه ی خودش تحقق یافته، اگه بخوایم این عالم بهتر از وضع فعلی باشه چنین چیزی یا به این منجر میشه که دیگه این عالم این عالم نباشه و اصلا نظام دیگه ای باشه، چنین چیزی یه عالم شریف تره که همونطور که گذشت عوالم شریف تر از این عالم که مقدور بودن به نوبه ی خودشون ایجاد شدن، ممکنه کسی بگه حالتی رو فرض کنید که بهتر شدن این عالم منجر به دگرگونی کلی و تغییر نظام و... نشه(اگه اصلا چنین چیزی ممکن باشه) مثلا یه شر خیلی کوچیک رو از این عالم حذف کنیم، با توجه به مباحث قبلی روشنه که چنین چیزی به حذف کل عالم طبیعت(و اصلا حذف کل عالم) منجر میشه، دیگه اینکه باز بنا به حکمت و رحمت الهی اگه چنین امکانی بود حتما محقق می شد، با تغییراتی پاسخ ها به شق دوم رو میشه برای شق اول هم باز تقریر کرد...

خلاصه الان ما هستیم و عالمی که خیر اون بیشتر از شرشه، و در اون به هیچ عنوان از یه شر کوچیک هم نمیشه صرف نظر کرد، صرف نظر کردن از خیر کثیر بخاطر شر قلیل با حکمت و رحمت الهی در تعارضه و بنا به حکمت و رحمت الهی چنین عالمی تحقق پیدا می کنه...

در مطالب قبلی ما برای عالمی که گرفتار شره عالم طبیعت رو مثال می زدیم، روشنه که به جز بعضی تبیین ها که اختصاصی عالم طبیعت بود کل مطالبی که در تبیین بحث شرور گذشت برای هر عالمی که گرفتار شر باشه صادقه، مثلا مرتبه ای از عالم مثال قوس صعود که شامل جهنمه(و البته همینطور شامل بهشت مثالی متناسب با اون مرتبه است) که نسبت اون با عالم طبیعت روشنه، تطبیق اون تبیین بر چنین عوالمی(بصورت جدا یا به همراه عالم طبیعت یا اصلا به عنوان جزیی از کل عالم آفرینش) کار ساده ایه و من اون رو به خود دوستان واگذار می کنم...

بنا به حکمت و رحمت الهی از بین عوالم ممکن، همین عالم فعلی بهترین عالم ممکنه و بهتر از اون ممکن نیست...


نوشته شده توسط: سید ضیاء | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

برچسب ها: خدا ، انسان ، فلسفه ، کلام ، اختیار ، آزادی ، جبر ، شر ، قضا ، قدر ، حکمت ، رحمت ، عدل ،