تبلیغات
حکمت - نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی(29)

نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی(29)

جمعه 29 اردیبهشت 1391  09:31 ب.ظ

نوع مطلب :نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی... ،


سوال یکی از دوستان:

«
برداشت من از این متن شما این بود که ما در انتخابهای خود تحت تأثیر علتها هستیم ، علتها هستند که نوع و نحوه انتخاب ما رو تعیین می کنند، نکته دوم هم اینه که ما تحت تأثیر شاکله مرکزی هستم که این شاکله هم از پیش تعیین شده هست ، پس نتیجه می گیریم که ما مجبور هستیم !!!!!! و تحت تأثیر شاکله مرکزی و علتها انتخاب می کنیم ........
خب اگر اینجور باشه دیگه در روز جزا من دستم بازه و به خدا می گم ، خدایا من تحت تأثیر علتها و شاکله مرکزی از پیش تعیین شده ، این انتخاب رو کردم و نباید منو مواخذه کنی ، چون مجبور بودم»


پاسخ حقیر:

«قطعا ساز و کار انتخابای ما هم یه ساز و کار علییه، ولی نکته ی مهم اینه که این شاکله ی مرکزی هم جزئی از این ساز و کار علییه، نکته ی مهم دیگه اینکه این شاکله چیزی غیر ما نیست، بلکه خود ماییم. در عبارتی که گفتید "پس نتیجه می گیریم که ما مجبور هستیم ..." بستگی داره که منظورتون از جبر و اختیار چی باشه، اگه منظورتون از مجبور بودن اینه که ما به معنای عرفی کلمه مختار نیستیم، بله ما به این معنا مختار نیستیم و مجبوریم، اصلا این معنا از اختیار محاله، یعنی اینطور نیست که ما می تونستیم صاحب چنین اختیاری باشیم ولی حالا نیستیم بلکه این معنا از اختیار اصلا محاله. میشه به این گفت جبر درونی، یعنی ما بدلیل نحوه هستی خاص و ساختار خاصی که داریم ضرورتا یه نحوه عمل خاص داریم که (در تحلیل نهایی) غیر از اون هم ممکن نیست، ولی باز هم باید تذکر بدم که این شاکله و ساختار و این نحوه هستی خاص چیزی غیر خود ما نیست بلکه خود ماییم. الگوی کلی این بحث در مورد حق تعالی هم صادقه و در معنای درست اختیار، حق تعالی در بالاترین مرتبه ی آزادی قرار داره. در اون مقامی که حق تعالی هست هیچ چیزی نه مافوق او (راجع به اکراه امور در طول یه چیز در پستای قبلی توضیحاتی اومده) و نه در کنار او نیست که بخواد اونو به کاری اکراه کنه، و او به تمامه هر آنچه رو که دوست داشته باشه و اقتضای ذات اقدسش باشه انجام میده، اما در تحلیل نهایی غیر از اون هم ممکن نیست (که البته روشنه که این مطلب با این معنا از قدرت که در اون با صرف لحاظ صفت قدرت گفته میشه قدرت خداوند به هر مقدور (و امر ممکن بذاتی) تعلق می گیره منافاتی نداره و این بحث دیگه ایه، هکذا این مطلب در کلیت خودش در مورد این معنا از قدرت در انسان هم جاریه...). توضیح مبسوط این مطالب در پستای قبلی اومده. راجع به بحثی که در باب عدل الهی مطرح کردید هم من مفصل بحث کردم، اون مطالب رو مطالعه بفرمایید اگه باز مطلبی بود من در خدمتم»


نوشته شده توسط: سید ضیاء | آخرین ویرایش:جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات ()

برچسب ها: خدا ، انسان ، فلسفه ، کلام ، اختیار ، آزادی ، جبر ، شر ، قضا ، قدر ، حکمت ، رحمت ، عدل ،