تبلیغات
حکمت - نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی(25)

نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی(25)

جمعه 1 اردیبهشت 1391  08:38 ب.ظ

نوع مطلب :نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی... ،


برای اینکه بحث شرور بهتر پیش بره بهتره اونو به چند بخش تقسیم کنیم، در عالم که مخلوق حق تعالی است چیزایی هست که از نظر ما شره، اموری مثل درد و رنج و ...، این امور فی نفسه شر هستند اگر چه ممکنه در کنار امور دیگه یه کل و یه مجموعه رو تشکیل بدن که اون مجموعه و کل در مجموع خیر باشه. حالا این سوال مطرح میشه که آیا خداوند که خیر و رحمت مطلقه، این امور شر رو خلق کرده؟، در پاسخ به این سوال بعضی به یه مبدا و خالق شر در کنار یه مبدا و خالق خیر قائل شدن(مثلا آیین مانوی)، این افراد فک می کردن که امور شر هم یه سری امور وجودی هستند که نیاز به خالق دارن، از طرف دیگه فک می کردن که اگه خداوند خالق این امور شر باشه نمی تونه خیر و رحمت محض باشه، به خاطر همین هم به یه مبدا و خالق شر در کنار خداوند متعال که خیر محض بود قائل شدن، خداوند به عنوان خالق خیر فقط امور خیر رو آفریده و اون خالق شر هم امور شر رو ...


اشکال این دسته این بود که فک می کردن که امور شر یه سری امور وجودی هستن، در حالیکه اگه دقت کنیم می بینیم که شر در جاییه که موجودی نوعا می تونه کمالی رو داشته باشه ولی الان اون کمال رو نداره، حتی درد و رنج هم از این جهت که درد و رنجه به یه امر عدمی برمی گرده، درد بواسطه ی چیزی نامتناسب با طبیعت شخص بوجود می یاد، رنج آور بودن اون چیز نه از اون جهته که اون چیز فی نفسه برای خودش یه امروجودیه، بلکه از این جهته که اون چیز با طبیعت اون شخص تناسب نداره، پس شر بودن درد و رنج هم به یه امر عدمی برمی گرده( یعنی عدم تناسب، خود تناسب یه امر وجودیه)، در مورد شرور دیگه هم اگه دقت بشه شر بودن اونا به یه امر عدمی برمی گرده، در اصطلاح فلسفی شرور عدم ملکه هستن، عدم ملکه، نبودن اصل یه شی مثلا نبودن روح انسان نیست، بلکه نبودن کمالیه که اون شی نوعا می تونست اون کمال رو داشته باشه ولی الان نداره، مثلا نابینایی برای انسان عدم ملکه است، یه انسان نوعا می تونه بینا باشه ولی این شخص به دلایلی الان بینا نیست، البته بعضی چیزا هم هست که ما نوعا می تونیم اونا رو داشته باشیم ولی الان نداریم و خیلی از ما هم نداشتن اونو شر محسوب نمی کنیم، مثلا خیلی از ما ندونستن اینکه در فلان قسمت فلان ستاره چه اتفاقی داره می افته رو شر حساب نمی کنیم با اینکه بنا به تعریف بالا ندونستن چنین چیزی برای ما یه شره، اگه کسی بخواد چیزایی شبیه این از زمره ی امور شر بیرون باشن باید تبصره هایی به اون تعریف اضافه کنه که فعلا نیازی به بحث از اون نیست...

با توجه به این مقدمه شرور امور عدمی هستند(به معنایی که گذشت) و امور وجودی نیستن که نیاز به خالق داشته باشن، بلکه همین که موجودی آفریده بشه که از بعضی کمالات محروم باشه کمالاتی که الان نوعا می تونست اونا رو داشته باشه، همین محرومیت از این کمالات برای اون موجود شره، و با مسامحه و به تعبیر مجازی این امور شر هم بواسطه ی تحقق اون موجود تحقق پیدا می کنن...

حالا ممکنه کسی بگه که من می پذیرم که شرور امور وجودی نیستن که نیاز به خالق داشته باشن، ولی بالاخره چطور خداوند که خیر و رحمت مطلقه عالمی آفریده که در اون امور شر و نامطلوب وجود داره(موجوداتی که گرفتار شر هستند، از این جهت که گرفتار شر هستند)؟


نوشته شده توسط: سید ضیاء | آخرین ویرایش:جمعه 12 خرداد 1391 | نظرات ()

برچسب ها: خدا ، انسان ، فلسفه ، کلام ، اختیار ، آزادی ، جبر ، شر ، قضا ، قدر ، حکمت ، رحمت ، عدل ،