تبلیغات
حکمت - میراث مشترک خلیفه ی دوم برای ابن عربی و داعش

میراث مشترک خلیفه ی دوم برای ابن عربی و داعش

یکشنبه 23 آبان 1395  10:43 ب.ظ

نوع مطلب :میراث مشترک خلیفه ی دوم برای ابن عربی و داعش ،

«میراث مشترک خلیفه ی دوم برای ابن عربی و داعش»

بعضا با تصاویر کلیشه ای که به خورد ما دادند عرفایی مثل ابن عربی رو با رویکردی پلورالیستی به ما شناسوندند و مثلا ابن عربی رو با عباراتی مثل «لقد صار قلبی...» و... به ما شناسوندند(که البته در همون قطعه ی «لقد صار قلبی...» هم در توضیح، مراد خودش از دین رو دین محمدی می دونه و...)، به هر تقدیر، این تصویر پلورالیستی البته تصویری مکفی از کسانی چون ابن عربی نیست و باید عبارات مختلف ایشان رو لحاظ کرد، به عنوان نمونه ابن عربی در نامه ای به کیکاووس اول پادشاه آناطولی پادشاه رو به روش «امام عادل عمر بن خطاب(رضی الله عنه)» نسبت به اهل ذمه سفارش اکید می کنه و در توضیح اون از سختگیری هایی راجع به اهل ذمه سخن می گه که برخی از اونا قابل فهم تر و برخی دیگه بیشتر یادآور رفتار الان داعش هست، من البته در این باره علاقه ای به فعالانه قضاوت بد کردن در باب ابن عربی و نظیر او رو ندارم و اساسا کسی که بصیرت تاریخی و میان فرهنگی کافی ای داشته باشه با التفات به نسبیت های مطرح در استانداردهای اخلاقی در ادوار دیگه و فرهنگ های دیگه و محدودیت های توان بشری در قضاوت بد راجع به گذشتگان احتیاط بیشتری می کنه، البته از یه جهت به مطلب ابن عربی از حیث نظری اشکال هست و اون اینکه ادعا می کنه کلمه ای از فتوحات و دیگر آثارش رو جز به کشف و املای الهی ننوشته(به عنوان نمونه در: (فتوحات مکیه، ج2، ص432؛ ج3، ص456)) اما اگه از این چشم بپوشیم مطلب همونه که عرض کردم، از این قسم مطالب بجای قضاوت بد راجع به ابن عربی و نظیر او بیشتر باید درس هایی برای امروز خودمون در باب محدودیت های فهم بشری و جایگاه کلی درک عرفانی و... رو استفاده کنیم، شاید برخی از دوستان اهل تحقیق مطلبی در کلیت مشابه رو برای کسانی مثل مولوی هم پیش بکشند که این البته در حیطه ی اشراف ایشانه و من تحقیق کافی در این باره نکردم و فعلا اظهارنظری نمی کنم، این بخشی از متن نامه ی ابن عربی به کیکاووس هست که در اواخر فتوحات اومده و در خرده گرفتن به روش کیکاووس روش درست برخورد با اهل ذمه که همون روش خلیفه ی دوم باشه رو توضیح می ده، حالا این در مورد مواجهه با ادیان دیگه هست در نمونه برای مواجهه با مذاهب اسلامی دیگه برای این بحث، در فتوحات به نحو تاییدآمیز از خوک بودن باطن شیعیان بما هو شیعه و در محاضرة الابرار به نحو تاییدآمیز از سگ بودن باطن شیعیان بما هو شیعه صحبت می کنه((فتوحات مکیه، ج2، ص8)؛ (محاضرة الابرار، ج1، صص295-296))، و البته هدف در اینجا ارائه ی تصویری مکفی از تلقی او در باب ادیان و مذاهب نیست که این طبیعتا نیاز به نقل عبارات گوناگون او داره و مجال گسترده تری می طلبه

«... [پادشاها] از شدیدترین اموری که بر اسلام و مسلمین می گذرد(و چقدر شمار ایشان[مسلمانان واقعی] اندک است) برافراشته شدن ناقوس ها و تظاهر به کفر و اعلای کلمه ی شرک در بلاد توست و برداشته شدن شروطی که امیرالمومنین عمر بن خطاب(رضی الله عنه) بر اهل ذمه شرط کرد: از جمله اینکه نه در شهرشان و نه اطراف آن کنیسه و دیر و شبه صومعه و صومعه ی راهب نسازند و آنچه از آنها که خراب شده را بازسازی نکنند، و هیچ یک از کنیسه هایشان از سه شب اقامت احدی از مسلمانان منع نکند و ایشان را اطعام نمایند، و جاسوسی را پناه ندهند و تزویر و خیانتی را از مسلمانان پنهان ندارند، و به فرزندانشان قرآن را تعلیم نکنند، و شرک را ظاهر نسازند، و اگر نزدیکانشان خواهان اسلام باشند مانع ایشان نشوند، و مسلمانان را بزرگ بدارند و در مجالسشان اگر مسلمانان بخواهند بنشینند برای ایشان بلند شوند، و در چیزی از لباس مسلمانان در کلاه و دستار و نعلین و نیز باز کردن فرق سر شبیه ایشان نباشند و به نام های مسلمانان تسمیه نکنند و کنیه ی مسلمانان را بر خود ننهند، و بر هیچ زینی ننشینند و شمشیر نبندند و هیچ نوع سلاحی بر نگیرند، و انگشترهای خود را به عربی نقش نکنند، و خمر نفروشند، و موی جلوی سر خود را بتراشند، و همواره هر جا باشند لباسِ [خاصِ] خود را پوشیده باشند و زنار بر کمرشان ببندند، و نه صلیب و نه چیزی از کتبشان را در طریق مسلمین ظاهر نسازند، و مردگان خویش را مجاور مسلمانان دفن نکنند، و ناقوس ها را جز با صدایی خفی و پنهان به صدا در نیاورند، و در حضور مسلمانان صدای خود را به قرائت هیچ چیز در کنیسه هایشان بلند نکنند، و سعایین[عیدی مسیحی در روز یکشنبه قبل از عید فصح] را برگزار نکنند، و همراه مردگانشان صدایشان را بلند نکنند و با ایشان آتش نیفروزند، و بردگانی که سهم مسلمانان بر آن قرار گرفته را نخرند. پس اگر چیزی از آنچه بر ایشان شرط شده را مخالفت نمایند دیگر ذمه و زینهار و ضمانتی برای ایشان نخواهد بود و برای مسلمانان نسبت به آنان روا شده است آنچه که نسبت به اهل معانده و شقاق و دشمنان روا است، این است روش امام عادل عمر بن خطاب(رضی الله عنه)...»(فتوحات مکیه، ج4، صص547-548)


بعدا نوشت: اینم در ضمن نصایح ابن عربی در اواخر فتوحات هست، شبیه اینها باز هم در عبارات ابن عربی هست: «چون ذمی ای را دیدی ابتدا به سلام به او نکن و او را بسوی ضیق ترین و تنگ ترین راه و طریق مضطر و وادار نما»(فتوحات مکیه، ج4، ص501)


نوشته شده توسط: سید ضیاء | آخرین ویرایش:دوشنبه 24 آبان 1395 | نظرات ()