تبلیغات
حکمت - ظلمت قشری گری؛ عبرت مخالفت با عرفان و حکمت؛ شمه ای از صحبت های نسنجیده ی آقای وحید خراسانی

ظلمت قشری گری؛ عبرت مخالفت با عرفان و حکمت؛ شمه ای از صحبت های نسنجیده ی آقای وحید خراسانی

سه شنبه 6 بهمن 1394  08:26 ب.ظ

نوع مطلب :ظلمت قشری گری؛ عبرت مخالفت با عرفان و حکمت؛ شمه ای از صحبت های نسنجیده ی آقای وحید خراسانی ،

«ظلمت قشری گری؛ عبرت مخالفت با عرفان و حکمت؛ شمه ای از صحبت های نسنجیده ی آقای وحید خراسانی»

نقل قول پایین صحبت های اخیر آقای وحید خراسانیه، در جلسه ی چهل و چهارم درس خارج دوشنبه 94/11/5

در بین مخالفین عرفان و حکمت ایشان از مهم ترین افراده و بسیار مورد توجه و ارجاع و تقلید مخالفین عرفان و حکمته، البته مثل دیگر مخالفین عرفان و حکمت جز جهل و محجوب بودن و بی خبری حرف خاصی هم نداره ولی خب مورد توجهه

بخونین این مطالب ایشون رو، هر چه ده ها سال عقلای دلسوز قوم در جهت حفظ آرامش و وحدت در جهان اسلام تلاش کنند امثال ایشون با چهار تا مطلب نسنجیده ی اینطوری همه رو به یکباره بر باد می دن و در آتش فتنه و تفرقه می دمند، اینها واقعا نمی بینند و نمی فهمند چقدر جهان اسلام امروز از این حیث مشکل و بدبختی و مصیبت داره، آخر صحبتش هم که اهانت به زن هاست!، حالا هی عقلای مسلمان کتب «جایگاه والای زن در اسلام» و... بنویسند! چه فایده وقتی مرجع شیعه با این جایگاه اینطور مشی و نگاهی داره، حالا کاش حرف های نسنجیده ی ایشون منحصر در همین ها بود، جستجویی در نت بفرمایید

تصور کنین امثال ایشون سالانه چقدر طلبه مثل خودشون تربیت می کنند و چقدر رو توده ی عوام دیندار تاثیر می ذارن، واقعا تاسف آوره و غم انگیز

دوستان عزیز دیندار اگه اهل پرداخت وجوهات شرعی هستین حواستون باشه اون رو در کجا صرف می کنین، اون رو ندین به چهار تا آدمی که از دین جز یه سری قشریات و ظواهر و انحرافات نفهمیدند و کارشون تربیت طلبه های امثال خودشونه، که فردای قیامت همه ی اینها مورد بازخواسته

باور دینی می تونه مخرب ترین نیروها باشه اگه همراه با یه معنویت و عقلانیت عمیق نباشه

در غیاب معرفت عمیق باطنی، عمده ی دینداری و تشیع این جماعت شده فحش دادن به ابوبکر و عمر و عایشه و... و بحث و جدل و تو سر و کله زدن راجع به نجس بودن ادرار و مدفوع و...

.........................................................

«بعضی از بی سوادها امروز برای اینکه سنگ وحدت را به سینه بزنند حتی به قیمت گذشتن از خون بضعه ی خاتم، بی شرمی را از حدّ گذراندند نور و ظلمت قابل صلح است؟! عُمَر بت پرست، شرابخوار ناوی خمرش که میعاد بود برای شرابخواری، مورد تصدیق اعاظم خاصّه است. بت پرستی او بلا اشکال مسلّم بود، بی سوادیش خلیفه شد، تیمم نماز را بلد نبود عمار یاسر به او یاد داد، همچه بی سوادی، همچه مردی؛ افسوس سواد کم شده ترس زیاد شده، بی سوادی خواه ناخواه ترسو می کند، قدرت دارید حرف بزنید، از الازهر مصر پروا نکنید، این فقاهت یادگار کیست؟ افسوس که نه خودمان را شناختیم و نه میراثی که به ما رسید، این میراث حسن بن یوسف بن مطهّر است، صبح نشست، مرد این است، حالا روزگار نامرد است، که مذهب را می بازند در اثر جهل و بی سوادی، خضوع می کنند برای سنی درمانده از همه جا، نشست صبح، ظهر مؤذن اذان گفت مملکت عوض شد، سلطان وقت دستور داد در خطبه ها در همه ی نمازها در همه ی مملکت علی بن ابی طالب مطرح بشود، این هنر علامه بود. حالا ما بی عرضه ها در مقابل چهار تا سنی بی سواد، خودمان را می بازیم مصیبت این است این همه کوس وحدت، اما نمی فهمند بین نور و ظلمت، وحدت محال است! و بین علی و ابوبکر، وحدت محال است!... علی أیّ حال مسأله بسیار مفصّل است فقط نکته این است ملا بشوید مرد هستید و اگر ملا نشوید نامردید! هر جا خودت را می بازی، مرد منفعل نمی شود فاعل است نه مُنفعل، این هایی که منفعل از عامه هستند اینها زن هستند منتهی زیر عمامه و عبا!»

.........................................................

http://hr-fallah.ir/?p=4251


نوشته شده توسط: سید ضیاء | آخرین ویرایش:سه شنبه 6 بهمن 1394 | نظرات ()